شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

به ديدهء انصاف بنگريم 72

نفثة المصدور ( فارسى )

بحث دقيق علمى شركت جويد ، و در باب صحّت و سقم آن نظرى اظهار دارد . 48 / 3 - 6 / در باب إعراب « قدما » ، كه نويسندهء فاضل مقاله خود انصاف داده‌اند [ طرح اين مطلب ربطى بمتن كتاب و حواشى آن ندارد ] ، و باز چون آن را نكته‌اى دور از حدّ اطّلاع و فهم [ عدّه‌اى از ارباب مطالعه ] تلقّى فرموده ، به شرح آن پرداخته ، و در بيان آن به افادهء استاد دانشمند بزرگوار مرحوم احمد بهمنيار استناد كرده‌اند ، يادآور مىشود كه : وجه نصب آن ، هم براى آن دسته از [ ارباب مطالعه ] كه با كتبى همچون نفثة المصدور سروكار دارند ، و برحسب عرف و عادت با مبانى صرف‌ونحو آشنا و مأنوسند ، معلوم و معروف است ، و هم ، چنان كه در ذيل اين مقال مشهود مىافتد ، در كتب لغت عربى ، خواه متقدّم و معتبر ، و خواه متأخّر و مورد استفادهء دانشجويان و طلّاب علوم ادبى ، بشرح مذكور . « يقال : قدما كان كذاوكذا ، و هو اسم من القدم ، جعل اسما من أسماء الزّمان » الصّحاح ، لسان العرب ، تاج العروس . القدم : من أسماء الزّمان . يقال : كان كذا قدما : فى الزّمان القديم . المعجم الوسيط ، نيز ، رجوع شود به : محيط المحيط و اقرب الموارد . 52 / 3 / اين نكته نيز در ذيل اين بحث گفتنى مىنمايد كه : « حواصل » در اين مقام ، بىترديد ، و در موردى كه سرايندهء شعر بدان نظر داشته بوده ، به‌ظنّ قوى ، فقط براى « دانه‌هاى برف » يا « برف » استعاره شده است ، نه [ برف و تگرگ ] ، چنان كه آن معلّم فاضل